تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
416
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
بزرگان به نام زاذوى « 1 » كه پايگاه او پرستندگان سالارى بود به موضعى در ناحيهء غرب « 2 » در نزديكى نصيبين به نام دژ سنگى روى نهاد و يكى از پسران خسرو را كه در آنجا بود با خود به تيسفون بياورد . فرّخزاذ خسرو آن پسر خسرو هنگامى كه شيرويه فرزندان خسرو را مىكشت به آنجا گريخته بود و نام او فرخزاذ خسرو بود . مردم مدت كوتاهى او را گردن نهادند و پس بر او بشوريدند و با او خلاف كردند . بعضى گفتهاند كه او را كشتند . پادشاهى او شش ماه بود « 3 » . يزدگرد بعضى گويند : مردم استخر يزدگرد پسر شهريار پسر خسرو را در استخر يافتند و او را هنگامى كه شيرويه برادران خود را مىكشت به آنجا گريزانده بودند . چون بزرگان استخر شنيدند كه مردم مدائن بر فرّخزاذ خسرو خلاف كردند ، يزدگرد را به آتشكدهاى كه به نام آتشكدهء اردشير بود « 4 » بردند و در آنجا تاج بر سر او نهادند و
--> ( 1 ) - نام يكى از مرزبانان سرخس نيز زاذويه بوده است ( بلاذرى ص 405 و نيز رجوع شود به اوايل فصل سلطنت خسرو اول ) . ( 2 ) - رجوع شود به صفحهء 185 ، زيرنويس شمارهء 2 . ( 3 ) - رجوع شود به صفحهء 414 ، زيرنويس شمارهء 1 . ( 4 ) - رجوع شود به سلطنت اردشير اول . چون شهر تيسفون در اختيار ايشان نبود به جاى آن بهتر از همه مكان مقدسى را برگزيدند كه با آغاز سلطنت اين خاندان ارتباط بسيار نزديكى